تبليغاتX
برای تنهایی -

شنبه 1386/01/11

 

 

هوشدار !

 

وه چی درد آلو دو وحشتناک می میرند !

برگها بر  ساقه بی آب .

سر نوشتم ساقه را ماند

اشکهایم کاش گردد  " آب "

 

اشک نه

خون !

ریخته خون .

خون کودک

 

پیر ٬ جوان

زن ٬

مرد

و خون رهبر  .

آه خون رهبر  !

 

دوستانم :

برگ خشکیده است

میوه افتاده است

ساقه پژمرده است

این سان ...

هوشدار ! 

ریشه می میرد  .

 

نوشته شده توسط عبدالله اکبری در 15:34 |  لینک ثابت